کابل(پژواک ۱۰حوت ۹۴): "هنوز درد و ماتم از یک خانه تمام نمیشود که انتحاری، گليم غم را در خانۀ دیگری هموار می کند."
این صدای پرسوز زنی است که شوهر و یگانه نان آور خانواده اش را در حملۀ انتحاری اخير درشهر کابل از دست داده است.
درحملۀ انتحارى که بعد ازظهر٨ حوت از سوی یک مهاجم انتحاری پیاده، در نزدیک دروازۀ ورودی وزارت دفاع ملى رُخ داد، ١٥ تن کشته شدند و ٣١ تن مجروح گرديدند.
تعدادى از قربانيان را افسران و سربازان و شمار ديگر را افراد ملکى به شمول زنان تشکيل ميدادند.
مسووليت اين حملۀ انتحارى را طالبان مسلح به دوش گرفته اند.
جميلۀ ٤٣ ساله که شوهرش دگروال عبدالحکيم اندړ، را دراين رويداد خونين ازدست داده و درمراسم فاتحۀ شوهر، لباس سیاه پوشیده بود ومیگریست، به آژانس خبری پژواک گفت: "خدا دستهای مره میده کند که به اشرف غنی رای دادم، خدا امریکا را تباه کند، خدا پاکستان را تباه کند، خدا همه شانرا تباه کنه، دسیسه همین ها است که مثل مه واری بسیار زنها بيوه شدن."
این مادرماتم زده که بانوک چادر، اشک هايش راپاک ميکرد، افزود که دگروال عبدالحکیم، يگانه نان آور خانه بود که قربانى حملۀ انتحارى گرديد.
جمیله که پنج پسر و دو دختر دارد، گفت که اگر رهبران کشته شوند، چند روز برای شان ماتم گرفته میشود، غریب، و بيگناه ، سرباز وصاحب منصب که کشته شود، هیچکس درغم شان نیست.
وی درحالیکه از خشم می لرزید واحساساتى صحبت ميکرد، ادامه داد که انتحاری ها در کابل با مقامات دست دارند، اینها شب درکابل هستند، روز بیرون میشوند و انتحاری میکنند؛ هنوز درد و ماتم از یک خانه تمام نمیشود که گليم غم در خانه دیگری هموار میگردد.
اين خانم که لحظه اى خاموشانه به گلهای قالین نگاه میکرد، آه پرسوزى کشید وگفت که درولايت خوست، سربازان توسط طالبان حلال شدند، ماتم شان گرفته شد؟ ازتلويزيون طلوع چند نفر کشته شد یک هفته ماتم شان بود؛ امادرغم شوهرصاحب منصب وى که سال ها درسنگرمبارزه علیه دشمن قرارگرفت و قهرمانانه رزمید و ده ها تن ديگرى که قربانى حملۀ انتحارى درنزديک وزارت دفاع شدند، کسی یادنکرد .
جميله افزود: "شوهرم سالهای اول وظیفه اش را در وازيخواه پکتيکا، پکتیا، کنر وناوه غزنی سپری کرد، تازه چند وقتی میشد که به کابل آمد، سه دفعه ماین زديش؛ مگر تاحالى نه تنها ماه درماه معاشش پوره داده نشده، بلکه صاحب یک خانه هم نشدیم."
این خانم که درمنطقۀ واصل آباد ناحيۀ هفتم شهر کابل زندگى ميکند، گفت که تکلیف اعصاب دارد، پنج بارعملیات شد، وقتی که صحتمند بود، خیاطی میکرد وهمراه شوهرش کمک می نمود؛ حالا وضعيت صحى اش خراب وچشمانش ضعیف شده و دیگرکارکرده نمی تواند. غم واندوه شوهر به وى بيشتر صدمه زده است.
اين مادر، دوپسر جوان خود را به تازگى به طرف خارج روان کرده و سه پسرهمراهش هستند.
نصیراحمد یکی از پسران، درحالیکه چشمان سرخ شده اش را با نوک پتویش پاک کرد، گفت که متعلم صنف دوازدهم لیسه حبیبیه است؛ پدرش یک انسان با تقوا وپرهیزگاربود، همیشه آرزویش خدمت به وطن و مردم بود وهر وقت میگفت که اگر دراین راه کشته هم شود، سنگر نبرد علیه دشمنان وطن را رها نخواهد کرد .
وی که به سوی عکس پدرش مایوسانه نگاه میکرد، افزود: "پدرم خدمتگاروطن بود، در همین راه شهید شد و داغ بی پدری را بر دل ما ماند."
اين متعلم گفت کسانی که دست به حملات انتحاری می زنند، مزدوران پاکستان هستند، دل ندارند به جای قلب شان ، سنگ است؛ این را جهاد گفته نمی توانند، این مسلمان کُشی است واین قتل نفس است .
دخترکوچک این صاحب منصب که با دست و پای سُست به دیوارتکیه داده بود وخاموشانه نگاه میکرد، سمبولی ازناامیدی بود که در بسیاری از خانواده های این سرزمین از اینگونه سمبول ها ديده ميشود.
اين طفلک با صدای ضعیف گفت: "مه هر ديگر پيش دروازه ميرفتم که پدرم مى آمد و برش سلام ميدادم و بعضى وخت ها برى مه بيسکيت وساجق هم مى آورد، مگر حالى پدرم مُرده وکسى نيست که برايم چيزى بخره. "
بُغضی که در گلوی اين دختر بود، به گریه مبدل شد وگریه مجالش نداد تا کلمه دیگری از دهنش خارج شود .
خانم برادر دگروال عبدالحکيم که نامش را ذکرنکرد، گفت که ایورش یک انسان بسیارشریف وصداقت کار و همیشه درفکر خدمت به وطن بود، جوانی اش را درسنگر های دفاع از وطن سپری کرد و سرش را در این راه سفید نمود.
وی که با يک دستمال سفید چشمانش را پاک نمود، علاوه کرد که دگروال عبدالحکيم انسان روشنفکر واجتماعی بود؛ همراه غریب، غریب و همراه معتبر، معتبر بود؛ حالا خانه اش بی سر پرست شد، زنش مریض در جای افتاده، دوپسرش را از ترس دشمن به خارج روان کرده که تا حال سرنوشت شان معلوم نیست.
این زن که صورت و چشمانش سرخ شده بود، گفت: "اگر کتی دولت کار کنی طالب میزنه، اگر کتی طالب کار کنی دولت؛ مچم که این مردم چه کنن؟ کجا برن؟ غریب خو پیسه فراره هم نداره!"
وی درحالیکه گریه اش را از سرگرفت در لابلای گریه اش گفت: "درجنازه اش زياد مردم آمده بودن که تمام سرکاى ویصل آباد نفر ریخته بود، اگه محبوب مردم نمی بود، همراه مردم گذران خوب نمیداشت، چرا اى قدر مردم ده جنازيش ميامدن."
خانم برادر اين افسرکشته شده، از دولت خواست که معاش ایورش، معاش تقاعدی و دیگر امتیازاتش را برای خانواده اش بدهد، تا احتیاج و محتاج نشوند.
این در حالی است که رييس جمهور اشرف غنى، اين حملۀ انتحارى را به حيث عمل تروريستى به شدت تقبيح کرده و امروز ازمجروحين رويداد درشفاخانۀ سردار داوود خان عيادت نمود و از مسوولان شفاخانه خواست که در قسمت تداوی مجروحین تلاش نمايند.
- - , .
HP lead articles...
ما را در سایت HP lead articles دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 121
تاريخ: دوشنبه
10 اسفند
1394 ساعت: 20:04